به گزارش تحریریه، مقاله اندیشکده میدل ایست فوروم راه حل شکست ایران را براندازی نظام سیاسی میداند. نویسنده برای این کار استراتژی یکپارچهای پیشنهاد میدهد، که گزارشی از آن را به روایت دکتر فواد ایزدی در ادامه میخوانید.
۱- گذار سیاسی در ایران مستلزم راهبردی یکپارچه است: نه عملیات نظامی، نه فشار اقتصادی و نه اعتراضات مردمی، هیچیک بهتنهایی نمیتوانند موفق شوند. باید همزمان با تقویت مخالفان، تواناییهای جمهوری اسلامی برای حکمرانی نیز تضعیف شود.
۲- اهمیت اصلی اعتراضات در این است که میتواند محاسبات نخبگان را تغییر دهد. جنبشهای اعتراضی از سال ۲۰۰۹ تاکنون نتوانستهاند سازمانی یکپارچه ایجاد کنند یا موجب ریزش در میان نخبگان شوند؛ دو مؤلفهای که برای تحقق گذار ضروریاند.
۳- ضعف اصلی مخالفان، فقدان یک تشکل سیاسی واحد است. چنین تشکلی باید فعالیتهای کنشگران داخل کشور و خارجنشین، گروههای کارگری، زنان، دانشجویان، جوامع قومی، فنسالاران، فعالان اقتصادی و چهرههای دینی اصلاحطلب را هماهنگ کند.
۴- حمایت آشکار آمریکا یا اسرائیل میتواند به گزاره مربوط به نفوذ خارجی اعتبار ببخشد، مشروعیت مخالفان را تضعیف کند و مانع ریزش در میان نخبگان شود؛ ازاینرو، کمکها باید محرمانه باشد.
۵- مناطق امنِ تحت حفاظت میتوانند فضای مطمئنی برای ایجاد نهادهای جایگزین حکمرانی فراهم کنند، مانند اتفاقی که در منطقه ادلب در سوریه افتاد. چنین مناطقی ممکن است ابتدا در کردستان یا بلوچستان ایران شکل بگیرند؛ اما اتکای صرف به پایگاههایی در مناطق اقلیتنشین میتواند روایتهای تجزیهطلبی را تقویت کند. این مناطق باید به پایگاهی برای جنبشی که توانایی گسترش نفوذ خود به مناطق فارسیزبان را نیز داشته باشد، تبدیل شوند.
۶- این مناطق امن به دسترسی مرزی، منابع مالی، ارتباطات امن، رسانههای مستقل، تخصص حقوقی و ظرفیت اداری نیاز خواهند داشت. مهمترین ارزش این مناطق، سیاسی و روانی خواهد بود. از دست رفتن کنترل بلامنازع حکومت بر بخشی از سرزمین میتواند تصور ماندگاری نظام را تضعیف کند، اعتماد نخبگان به آن را کاهش دهد و مقامات، فعالان اقتصادی و نیروهای امنیتی را به جدایی از حکومت ترغیب کند.
۷- برای رسیدن به این اهداف ایالات متحده باید از ابزارهای سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک و اطلاعاتی استفاده کند. اولویت باید تسهیل شکلگیری مخالفانی برخوردار از نمایندگی گسترده، حمایت رسانههای فارسیزبان و ارتباطات امن، و معرفی یک بدیل معتبر و قادر باشد.
۸- سیاست آمریکا باید میان مقامات ارشد مسئول سرکوب و فنسالاران، کارمندان دولت، مدیران استانی، فعالان اقتصادی و نیروهای امنیتی تمایز قائل شود؛ زیرا همکاری گروه دوم با حکومت ممکن است ناشی از تردید و نااطمینانی باشد، نه وفاداری ایدئولوژیک به جمهوری اسلامی.
۹- نقش اسرائیل، اعمال فشار مستمر نظامی و اطلاعاتی علیه فرماندهان سپاه پاسداران، موشکها، پهپادها، سامانههای فرماندهی و زیرساختهای تولیدات نظامی خواهد بود.
۱۰- فعالیتهای اطلاعاتی باید شکافهای درون نخبگان، فرصتهای ریزش و شرایط مساعد برای ایجاد فضاهای سیاسیِ تحت حفاظت را شناسایی کنند. اسرائیل همچنین باید حزبالله، گروههای مسلح عراقی، انصارالله یمن و دیگر شرکای منطقهای را که برای تهران عمق راهبردی فراهم میکنند، مختل سازد.
منبع: خانه اندیشهورزان
پایان/













نظر شما